أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

290

قانون ( فارسى )

از لحاظ مدت آرامش نيز نبض سه نوع است بقرار زير : اگر بين دو ضربان زمان كوتاه احساس شود آن را نبض دمادم ( متواتر ) مىنامند كه بنام‌هاى متدارك و متكاثف نيز خوانده شده است . مخالف اين نبض را ( متفاوت ) يا متراخى و يا متخلخل ناميده‌اند . حد واسط اين دو حالت را نبض معتدل مىنامند . زمان مورد نظر كه بين دو ضربان است بحسب محسوس بودن حالت انقباض نبض است و اگر انقباض اصلا محسوس نباشد بايد آن را زمان دو انبساط محسوب داشت و اگر انقباض محسوس باشد آن را زمان بين انبساط و انقباض به حساب مىآوريم . نتيجه‌گيرى از هماهنگى و ناهنجارى نبض عبارت از آن است كه چند نبض و يا اجزاى يك نبض و يا يك جزء از يك نبض با جزء ديگر در بزرگى و كوچكى ، قوى بودن و ناتوانى ، سرعت و درنگ ، تواتر و عدم تواتر و سختى و نرمى شبيه هم باشند . حتى امكان دارد كه بخش‌هاى انبساطى يك نبض بر اثر حرارت زياد سريع‌تر و بواسطه كمى حرارت ضعيف‌تر باشد . اگر قصد داشتم گفتار را مشروح‌تر بيان كنم هماهنگى و ناهنجارى اين سه قسم نامبرده را با اقسام ديگر تطبيق مىدادم . ليكن فعلا هدف خود موضوع است و بس . نبض كاملا هماهنگ نبضى است كه در همهء اين حالات يكنواخت باشد و اگر فقط در يكى از حالات هماهنگ باشد آن را هماهنگ فردى مىناميم ، مثلا بايد گفت نبض در نيرو هماهنگ است ، در سرعت هماهنگ است و از اين قبيل . . . همچنين نبض ناهنجار ممكن است در همهء حالات و يا در يك حالت ناهنجار باشد . نبض در حالت نظم و بىنظمى دو نوع است : مختلف مرتب و مختلف نامرتب . نبض مختلف مرتب آن است كه در حالت اختلافش بر مدار نظم و ترتيبى مىچرخد و آن بر دو نوع است : يا مطلقا منظم است و در تكرار آن فقط يك خلاف موجود است و يا اينكه در تكرار و دوران آن بيشتر از يك خلاف وجود دارد . مثلا دورى انجام مىپذيرد و دور ديگر مخالف اولى است ولى سرانجام هر دو دور باهم مىسازند و شبيه يك دور مىگردند . نبض نامنظم برعكس اين حالت را دارد . اگر دقت كنى ، اين قسم نهم را چون قسم هشتم از نوع ناهماهنگ مىدانى . بايد دانست كه نبض تناسب و توازن موسيقارى دارد . همچنانكه در صنعت موسيقى هر آهنگى كه ساخته مىشود داراى تندى و وزن متناسب است و اندازهء صداها و زمان نواختن هر نوعى ، از آهسته و بلند و زير و بم و نظاير آن ملحوظ شده است و اين اندازه‌هاى